مطهر بن محمد جمالى يزدى
59
فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى )
سمندر سمندر جانورى بود آتش دوست و اندر ميان آتش رود و درست بيرون آيد . و حكيمان گفتهاند كه از آن است كه تولد او از گوهر آتش باشد . و اندرو خاصيت است . زهره : زهرهء او به قدر دانگى سنگ به آب نخود بجوشانند و شير تازه كنند و به خورد كسى دهند كه زهر قاتل داده باشند شفا يابد . / 69 / و اگر در چشم كشند كه آب سياه درآورده باشند درست شود ، و اللّه اعلم . خفاش خفاش به پارسى شبپر « 1 » خوانند . و به روز هيچ طاقت پريدن ندارد و شب قوت زيادت دارد . و وطن او جايگاهى تاريك باشد ، چنانك نور خورشيد بدانجا نرسد . بول او بر مار زهر قاتل است . و عجب آنك نه از جنس طيورست و مىپرد ، ( و اللّه اعلم بالصّواب ) « 2 » . ( خاصيت او ) اگر شبپر را خشك كنند و بسايند و به روغن ياسمن بر ذكر اندايند مرى بسته را بگشايد و قوى گرداند . و اگر شبپر از درختى بياويزند ملخ از آن نواحى برود . مغز : حكيمان گفتهاند كه اندر سر وى دو گونه مغزست : سپيد و سبز . سبز را هر كجا براندايند موى برآرد ، و اگر از جايى موى بر كنند يا بتراشند و آن سپيد بر آن مالند بعد از آن باز نرويد . دل : اگر دل او از كسى بياويزند . هر گه كه با زن جماع كند آن زن دوستدار او گردد . زهره : اگر زهرهء بز گشن با زهرهء شبپر بياميزند و بسايند و در چشم كشند شبكورى ببرد . زهرهء او و كرمى كه به شب پرد مانند شرر آتش يا آنك به شب در آب روشنايى
--> ( 1 ) . پ 140 : شب پره . ( 2 ) . مأخوذ از « پ » 161 .